میرزا کوچک خان؛ سرداری که در دوره اختناق خوش درخشید

خرید بک لینک

سبکی که می تواند الگو باشد

برش هایی کوتاه از زندگی سرداری که در دوره اختناق خوش درخشید

داستان نهضت جنگل، در متن آشفتگي هاى حاصل از جنگ جهانى اول، در گيلان پديدار شد و در پى بروز اين جنگ، استعمارگران بين المللى براى حاكميت خود بر دنيا و تقسيم مستعمرات و به دست آوردن سرمايه ها و امتيازها در بازار جهانى، ايران، به خلاف بى طرفى دولت، ميدان تاخت وتاز دولت هاى استعمارى قرار گرفت. نيروهاى انگليسى و روسى از يك سو و تركيه عثمانى، از ديگر سو، كشور ما را در چنگ گرفتند و چتر سيطره خود را گستراندند.

اين، در حالى بود كه رژيم نوبنياد مشروطه ناكام مانده بود و مشروطه خواهان درگير اختلاف ها و درگيري هاى درونى و از گشودن گره هاى اساسى كشور ناتوان مانده بودند.

در چنين چگونگى و حالى بود كه ميرزا كوچك خان، سردار قيام ملى گيلان، با رويدادها و آشفتگي هاى ايران و نابساماني هاى كشور، مسير زندگى خود را تغيير داد و رسالتى بر عهده اش قرار گرفت، تا صداى مستضعفان ايران را با غرش گلوله به گوش جهانيان برساند.

يونس، معروف به ميرزا كوچك خان، فرزند ميرزا بزرگ، در سال 1256هـ.ش در خانواده اى مذهبى در محله استادسراى رشت، چشم به جهان گشود. او در سال هاى نخستين عمر، به مدرسه حاجى حسن واقع در صالح آباد رشت، دوره فراگيرى دانش هاى مقدماتى خود را آغاز كرد و براى ادامه فراگيرى دانش هاى دينى، مدتى هم در مدرسه محموديه تهران، در محضر استادان پارسا و نيك محضر حاضر شد.

خاطره هايى كه از طلاب و دوستان روزگار تحصيل وى شنيده شده، تأييد كننده اين معنى است كه ميرزا كوچك از همان دوران مدرسه، داراى ويژگي هاى عالى اخلاقى بوده و بين طلاّب و همگنانش شاگردى با استعداد و طرفدار عدل و پشتيبان ستمديده به شمار مى رفته است.

انديشه ها و كاركردش در طول نهضت هفت ساله جنگل، به خوبى زيبايي ها و جلوه هاى نيك را فرا ديد مى نهد و مى نماياند كه ميرزا كوچك، مردى بود متدّين، پارسا، ملى، آزادى خواه و انگيزه اى جز حفظ استقلال ايران نداشته است.

ميرزا كوچك خان در راه پياده كردن و جامه عمل پوشاندن اين نيّت، گام پيش نهاد و در محيط مساعد گيلان كه مردمى پيشرو و آماده مبارزه داشت، به تشكيل كانون مقاومت پرداخت و به افشاندن بذر انقلاب دست زد. در مدت كوتاهى توفيق يافت از علاقه و پايگاه مردمى برخوردار شود و در قلب ها جاى بگيرد و توجه بسيارى از انقلابيون و آزادى خواهان را به خود جلب نمايد.

اگر اين حركت به تمام و كمال جلوه گر مى شد و اين قيام مقدس دچار خيانت هاى درونى نمى شد، بى گمان مسير تاريخ كشور نيز عوض مى شد و چه بسا كه غنچه هاى اميد و آرزوى آزادگان اين سرزمين شكوفا مى گشت و در وضعى قرار مى گرفتيم كه اكنون شرح و بيان دورنماى آن بى نتيجه است.[1]

با توجه به اینکه امروزه در جامعه بیش از هر چیزی به الگوسازی نیاز داریم، میرزا کوچک خان میتواند این الگو باشد.از این رو، در این جستار، تلاش شده است ضمن ارایه تصویری اجمالی از ابعاد شخصیتی میرزا کوچک خان، به سبکی که می توان به عنوان سبک زندگی میرزا یاد نمود، اشاره داشت. میرزا کوچک خان دارای ویژگی های شخصیتی ویژه و خاصی بود که در شخصیت های دیگر به ندرت یافت می شود، در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود:

1. دین مدار و شریعت گرا: نخستین ویژگی میرزا کوچک خان شریعت مداری وی بود، میرزا دغدغه دین و سنت داشت. و در نظر داشت افکار خویش را در غالب یک حکومت اسلامی پی ریزی کند. یکی از رجال ایران، که با میرزا آشنایی داشت در باره میرزا کوچک خان این گونه اظهار عقیده می کند که: «روی همرفته ، میرزا کوچک خان ، مردی مذهبی بود که می خواست افکار انقلابی را در جامه مذهب عرضه کند...».[2]

شایسته گفتن است که میرزا کوچک خان در طول حیات سیاسی و اجتماعیش ثابت کرد که مذهب، هیچگاه به عنوان عامل باز دارنده برای اهداف و حرکت سیاسی و اجتماعی نبوده و نیست، بلکه به عنوان خط مرزی میان او و جناح های وابسته به شرق و غرب و استبداد و استعمارگران قرار داشت. میرزا ، از پایگاه مذهب در برابر تبلیغ اصول اعتقادی مادی و غیر دینی می ایستاد وتلاش می کرد تا نیروهایش به لحاظ اعتقادی، جذب جناح مقابل نشوند. کوچک خان، در مسایل دینی و مذهبی یک سنت گرای تمام عیار بود ولی در مسایل سیاسی و اجتماعی پلورالی می اندیشید و پلورالی عمل می کرد. به همین روی در عین آن که پای بند مناسک و شعائر مذهبی بود غیر مذهبی و حتی ضد مذهبی ها را تا پیش از آن که بر او یورش ببرند حتی به عنوان همکار می پذیرفت. از این رو، نه مذهبی بودن، او را از شرکت در یک پراتیک اجتماعی منع می کرد. و نه پراتیک اجتماعی وی را از دین مداری باز می داشت. بلکه مذهبی بودن برای او تحول، انقلاب و منافع ملّی را تجویز می کرد این ادعا، مبتنی بر کل سیر حرکت میرزا از دوران مشروطه تا لحظه شهادت اوست.

2. توکل و خدا باوری: ایمان و اتکای میرزا به خداون متعال بودو در تمام کارهایش به او توکل داشت. و براین باور بود که اقدام به هر کار مهمى چنانچه با مشیت و خواست الهى همراه نباشد، ثمرى ندارد.

میرزا کوچک خان مسلمان و مجاهدی پاکباز بود که خود را فدای اسلام و آزادی کشور کرد. و به همین دلیل بود که گروهی به سبب بدبینی به مناسک مذهبی میرزا را به خاطر اعتقادش به اسلام مورد اذیت و آزار و تمسخر قرار می دادند. چنان که کسروی صاحب تاریخ مشروطه و تاریخ آذربایجان، به ناصواب، «جنگلی ها» را مردانی کوتاه بین و ساده معرفی می کند که راه روشنی را برای خود نمی دانستند و لذا کارشان نابسمان درآمده است.

در این باره میرزا کوچک خان با اذعان به بدگویی، بدزبانی و کچ روی برخی در ضمن نامه ای می نویسد:«با رويهاي كه دشمنانمان در پيش گرفتهاند شايد بتوانند به طور موقت يا دائم توفيق حاصل كنند ولي اتكا من و همراهانم به خداوند دادگري است كه در بسياري از اين مهالك حفظم نموده است. بلي آقاي من، امروز دشمنانمان ما را دزد و غارتگر خطاب ميكنند و حال آنكه ما هيچ قدمي جز در راه آسايش و حفاظت مال و ناموس مردم برنداشتهايم ما اين اتهامات را ميشنويم و حكميت را به خداوند قادر و حاكم عليالاطلاق واگذار ميكنيم».[3]

3. آگاه و با بصیرت: بصیرت این است که فرد آگاهانه، عالمانه و هوشمندانه مسائل زندگی و جامعه را رصد کند و آگاهانه و با بصیرت زندگی سالم و اگاهی بخش را انتخاب کند. این چنین فردی می تواند یک الگو باشد و دیگران نیز به او تأسی کرده و حرکات، سکنات و مشی او را به عنوان الگو قبول کنند. میرزاکوچکخان جنگلی با درک و شناخت مشکل زمان خود و ارائه راهکار به قیام دست زد، و در حرکتی انقلابی ابتدا با رجال دینی و ملی، ملاقات و مذاکره کرد و به این نتیجه رسید که اگر مقاومت مسلحانه ای در برابر تجاوز بیگانگان به وجود آید، قطعا موجب کاهش فشار بر ملت ایران خواهد بود. ایشان با چنین درک و شناختی راه خود را شناخت و به همین جهت می تواند الگوی بارزی از انسانهای آگاه و با بصیرت باشد.

4. مردمی بودن: در روزگاری که نفوذ جریان چپ در سرزمین مارسوخ کرده بود کسانی می زیستند که می خواستند با تکلف ادای روشنفکری در آورند اما میرزا کوچک خان با مردم بود و تمام دغدغه وی رهایی مردم زحمتکش از یوغ ظلم و استبداد و استعمار بود و تا آخر عمر شریفش به آن وفادار ماند.

میرزا در یکی از سخنانش می گوید: «عموم ايرانيان ميدانند كه از بدو قيام و تشكيل جمعيت جنگل الي كنون، نخستين نظريه كه قبل از هر چيز مطمح نظر و با خطي برجسته در سرلوحه مرام آنان منقش بوده، همانا رفاهيت حال عموم هموطنان، تهيه موجبات سعادت و استقلال ايران و بالاخره رهايي يافتن از چنگال متعديان به نوع بشريت بوده ؛ چنانكه زحمات و صدماتي را كه براي نيل بدين مقصود متحمل گرديده و جانفشانيهايي را كه در راه تحصل اين سعادت به معرض ظهور رسانيدهاند، بر توده اهالي، مشهود و ذكرش از جمله توضيح واضحات خواهد بود. جمعيت جنگل همانطوري كه براي رفاه و سعادت ايرانيان تشكيل گرديده، براي تحصيل و تهيه موجبات همين رفاه عمومي خود را وقف نموده است».[4]

میرزاکوچک خان در ضمن اینکه مى خواست مردم از ستم و تجاوز در امان بمانند، از اینکه نبردها و مقاومت هاى او مشکلاتى را براى اهالى شمال فراهم مى ساخت، به شدت ناراحت بود؛ تجاوزهاى روس ها و طرفداران آنان به این نواحى روحش را آزرده مى ساخت. نیروهاى وى براى اینکه قشون روس براى مردم ناراحتى به بار نیاورد، از منجیل و رودبار به جنگل رفتند و حتى رشت را تخلیه نمودند ولى یاغیانِ مهاجم، بقعه امامزاده هاشم را (که از بقاع متبرکه و محل مقدسى براى شیعیان ایران است) با تمامى خانه هاى اطرافش غارت کرده و آتش زدند. جمعى از زنان را که در کشتزارهاى این سامان به زراعت مشغول بودند، به خاک و خون کشیدند و در رشت پس از فتح آن مانع حمل آذوقه براى مردم گردیدند. میرزاکوچک خان با مشاهده این وضع همراه با قواى خویش به نبرد با متجاوزان پرداخت و تلفات سنگینى به خصم وارد کرد.[5]

وى در نامه اى خطاب به یکى از سران روس مى نویسد: من و یارانم هیچ مقصودى نداشتیم جز حفظ ایران از تعرض هاى خارجى و فشار خائنین داخلى و تأمین آزادى مردم. متأسفانه رؤساى بى احتیاط قشون شما به کمک مستبدین داخلى نگذاردند از این نیرو استفاده کامل شود. سعادت کشورم و طرفدارى از محرومان، مجبورم نمود از تعرضات قواى شما جلوگیرى کنم.[6]

5. از عواطف انسانی: میرزا کوچک بسیار روحیه عاطفیداشت. او خیلی با انسانیت عجین بود و از این موارد در خاطرات دوستان و همرزمان وی بسیار یافت می شود. با این که دشمنان زیادی داشت و گاه از خیانت و بی وفایی شکوه می کرد اما هیچگاه کینه و کدورتی از آنها به دل نمی گرفت. چنان که در نامه ای به رشید الملک می نویسد: «بنده به حول و قوه الهي، مستغني از هر گونه كمك و معاضدت بوده، هيچ چيز بر عزم آهنين و عقيده متين و استوارم رخنهپذير نيست، ليكن چون منابع مملكتي در مدّنظر و مصالح جمعيتي در گذر سيلاب محو و فناست، يقين است كه اگر رجال نامي و عناصر مقتدر با صداقت پيش آيند، نتيجه عمليات چندين ماهه آنان بر خدمات چندين سالهام سبقت ميجويد. سلامت نفسم هيچ وقت آثاري از بغض و كينه يا حس انتقام درباره مخالفين جاهلم از بنده باقي نميگذارد و همه وقت حاضرم در صورت صدق و صفا آغوش برادرانه را براي پذيرايي آنان باز نمايم». [7]

6. شجاع و فداکار: میرزا کوچک جنگلی؛ انسان شجاع و فداکاری بود و بدون این که در گیر بازی ها و وصله های سیاسی شود در یکی از دوره های تاریک تاریخ ایران که کشور عزیزمان زیر چکمه های دیکتاتوری دست و پا می زد و متجاوزان و اشغالگران خارجی خاک پاک این سرزمین را با حضور خود آلوده بودند، به قیامی شکوهمند دست زد و تا پای مرگ دست از مبارزه بر علیه متجاوزان و استعمارگران بر نداشت.

7. پاک زیستن: در روزگاری که بسیاری با تهدید و تطمیع یا بدون تهدید و با طمع جذب کانون های قدرت می شدند ولی میرزا کوچک خان پاک زیست و پاک باقی ماند. چنان که خود در نامه ای به راستی و درستی انقلاب خویش اشاره می کند: «بنده به كلمات عقلفريبانه اعضا و اتباع اين دولت كه منفور ملتاند، فريفته نخواهم شد. از اين پيشتر نمايندگان دولت انگليس با وعدههايي كه به سايرين دادند و يكبارگي قباله مالكيت ايران را گرفتند، تكليفم كردند تسليم نشدم؛ مرا تهديد و تطميع، از وصول به مقصود، باز نخواهد داشت. وجدانم به من امر ميكند، در استخلاص مولد و وطنم كه در كف قهاريت اجنبي است، كوشش كنم. شما (فرمانده قزاقهاي روس) ميفرماييد نظام، نظر به حق يا باطل ندارد و مدعيان دولت را هركه هست و هرچه هست، بايد قلع و قمع نمود تا داراي منصب و مقام گرديد. بنده عرض ميكنم، تاريخ عالم به ما اجازه ميدهد هر دولتي كه نتواست مملكت را از سلطه اقتدار دشمنان خارجي نجات دهد، وظيفه ملت است كه براي خلاص وطنش قيام كند، اما كابينه حاضر (وثوقالدوله) ميگويد من محض استفاده شخصي بايد مملكت را در بازار لندن به ثمن نجس بفروشم.
بنده و همراهانم، شما و پيروانت در اين دو خط مخالف ميرويم، بايد ديد عقلاي عالم به كشته ما ميخندند يا به فاتحيت (پيروزي ظاهري) شما تحسين ميكنند. در خاتمه كه درخواست ملاقات كرده بوديد، عرض ميكنم اشخاصي كه داراي شرافت قولي نيستند، ملاقات كردن با ايشان از قاعده عقل به دور و بيرون است. فقط بين ما و شما را بايد خداوند حكم فرمايد».[8]

و در جای دیگر می گوید: «ما قدمهاي مقدس انقلابي را با راستي و درستي، بدون هيچ آلايش برداشتهايم. انگليسها و دولت نيكلايي (روسي) به من حكومت، سلطنت، امتيازات و رياست ميدادند و من به اتكاي توجه مردم و احساسات عمومي و مقبوليت عامه كه همين چيزها آخرالامر فساد و دروغگوييهايتان را برملا خواهد ساخت، پشت پا زدم. من در هر محكمه قانوني و وجداني، ثابت خواهم كرد كه نهتنها ايران بلكه روح انقلابهاي مردمي از رفقاي شما بيزار است. آنها (طرفداران انقلاب سرخ شوروي) نخواهند توانست ما را ضايع كنند. اگر راست ميگويند و مردم بيغرضي هستند، به اظهارات ما و بيانات خود دقت كنند، اين اولين دفعه نيست كه به ما حسد ميورزند و خيانت ميكنند. چندين بار به راه باطل رفتند و سرانجام مغلوب حق شدند. شهر را اشغال نموده، حكومت را به انزوا مجبور ساختيد. پست و تلگرافخانه را تصرف [كرديد] و راهها را تحت نظارت گرفتيد؛ براي اينكه مانع شويد حرف صحيحمان به گوش كسي برسد تا رفقاي شما مقاصد شومشان را به موقع به اجرا درآورند. نظير اين عمليات را وثوقالدوله، انگليس و دولت تزاري روس كرد و بالاخره هيچكدام طرفي نيستند و همه نابود شدند. مطمئن باشيد كه اظهارات درستمان، ولو پس از مرگمان هم به گوش دنيا خواهد رسيد و [جهانيان] از بيدادگريتان اطلاع خواهند يافت، در آن هنگام افكار عامه شماها را به كيفر بد عملتان خواهد رسانيد».[9]

8. ساده زیست: در ساده زیستی میرزا همین بس که وابستگان میرزا که سالیانی پس از شهادت میرزا در قید حیات بودند در نهایت فقر و تنگدستی زیستند و از میرزا هیج اندوخته ای به ارث نبردند.

9. ظلم ستیز: میرزا مجاهدی ضد ظلم و استبداد و استعمار و وابستگی و میهن دوست بود. و هیچ چیز نتوانست این اراده پولادینش را سست کند، چرا که خود بارها می گفت: «ممكن نيست در مقابل تجاوزات، لاقيد بمانيم و مظلومين و رنجبران بيچاره را زير فشار پنجه ظالمان و متعديان (اهل تجاوز) نگريسته، ساكت بنشينيم عقيدهمان ثابت و غيرقابل تزلزل است. تمامي افراد ما با حرارت سرشار براي فدا شدن در راه آزادي مهيا هستند، ليكن مراقباند كه فعاليتهايشان بجا و بهموقع صرف شود و به جاي نفع، موجب زيان و خسارت نگردد».[10]

10. اخلاق مداری: اما مهمترین ویژگی میرزا کوچک خان اخلاق مداری وی بود، یعنی رفتار و کردار اخلاقی میرزا مبتنی بر آموزه های اخلاقی دینی و رعایت عملی اخلاقیات، مبتنی بر کسب فضایل و دوری از رذایل شکل می گیرد.

به طور کلی برای فهم وجوه ممیزه و مشخصات بارز اخلاقی میرزا با توجه به این که نوشته ای جز نامه ها و خطابه هایی چند از وی باقی نمانده است. و از طرفی واگویه هایی که از یاران و همرزمان وی بیشتر در تعریف و تفسیر مبارزات سیاسی و وقایع و اتفاقات وقت را شامل می گردد باید به همین مدار اندک وادیه ها و ممیزاتی از اخلاق میرزا را بازشناسی و باز تعریف کرد. به همین روی آنچه در این باره نقل می شوذد پاره ای از واگویه یاران و همرزمان و نیز پاره ای از نامه های وی به یادگار مانده است ساحت های مختلفی از الگوی های اخلاقی وی را شناسایی کرد.

وی به عنوان سیاست مداری که در برهه از تاریخ در رأس قدرت بودند دل در گرو سنت و آموزه های دینی داشت و دارای سلوک عملی و باطنی بود. و هیچ گاه از سلوک دینی عدول نکرد به ویژه در زمانی که با ایادی بلوک شرق و چهره های ملی گرا که تقیدی به شریعت نداشتند توانست روح شریعت و سلوک دینی را در عرصه سیاست به منصه حقیقت برساند. به طوری که ویژگی های اخلاقی میرزا تمام ویژگی های یک اخلاق ناب دینی را دارد؛ یعنی مطابق با عقل و دین و آداب و عرف اجتماعی می باشد. به همین دلیل است که وی در ساحت های سیاسی و اجتماعی به خوبی ظاهر شدند. با این که در ساحت های سیاسی و اجتماعی جزو رجال معروف محسوب می شدند اما این امر باعث نشد که ایشان را از ساحت های اخلاقی و سلوک عملی بازدارد.

با توجه به ویژگی های مورد اشاره و خصوصیات منحصر به فرد ناگفته دیگر، می توان گفت راه و منش میرزا کوچکخان جنگلی درسی برای جنبش بیداری اسلامی و ملتهای آزاده جهان است که نباید هرگز در راه انجام وظیفه و مبارزه با استعمار و استکبار کوتاهی کنند، باید تا لحظه آخر و آخرین توان در مقابله با زور، استعمار، استبداد، سلطهطلبی، بیعدالت، ظلم ایستادگی کرد و سبکی که می تواند برای دولتمردان، صاحبان قدرت، مردم و جوانان الگو باشد. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

حسین لطیفی

پژوهشگر بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی



[1] . نگارنده، آسیب شناسی نهضت جنگل، فصلنامه حوزه، ش 112- 111، ص327-326.

[2] . میرفخرایی، ابراهیم، سردار جنگل، انتشارات جاویدان، 1376، ص243.

[3] . از نامه ميرزا کوچکخان در سال 1300 خورشيدي به ميرعرباني، وقتي مارکسيستها تاريخ مينويسند، ص 110.

[4] . ايام (ويژه تاريخ معاصر)، ضميمه جام جم، 14/9/1387، ص 13.

[5] . قیام جنگل، ص98 ـ 97.

[6] . جنبش میرزا کوچک خان بنا بر گزارش هاى سفارت انگلیس، گردآورنده و مترجم غلامحسین میرزاصالح، ص46 ـ 45.

[7] . نامه کوچکخان به رشيدالملک، مجله پيام انقلاب، ش 74، ص 44.

[8] . فرازي از نامه ميرزا کوچکخان به رئيس اترياد تهران در 22 ذيالحجة الحرام 1337 هـ .ق؛ سردار جنگل، صص 219 و 220.

[9] . فرازي از نامه دوم کوچکخان به مديواني، سردار جنگل، صص 299 و 300.

[10] . نامه ميرزا به احسانالله خان و شرکا؛ نگاهي به روابط شوروي و نهضت انقلابي جنگل، ص 351.

سبو در دریا...

ما را در سایت سبو در دریا دنبال می‌کنید

برچسب: میرزا,کوچک,خان؛,سرداری,دوره,اختناق,خوش,درخشید, نویسنده: بازدید: 66 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:48

صفحه بندی